U & Me

آرزویم اینست ... که شمیم نفست بر تن من رخنه کند

که ز گرمای نگاهت تن من  شعله شود

آرزویم اینست... که رُخَت عشق شود، چشم دل بر بَر تو خیره شود

که ز آیینه انفاس مسیحایی تو، قلب من بر تن تو چیره شود

آرزویم به تو و چشم تو و روح بلندت بند است...

آرزویم به امید سخن مهر تو و گام بلندت بند است

می شود گوش کنی حرف دلم را...

می شود رام کنی آهوی بی تاب صحرای تنم را !؟

می شود با نظرت گرم کنی روح مرا !؟

تو همان رهگذر دوره تنهایی من، در کنار عطر تند پونه های باغ قلبم هستی...

تو همانی که دلم سیر تو را در کنار دل خود خواست نمود

تو همانی که تنم عشق تو را در دل خود رشد نمود

من به امید وصال  نگَهَت... جامه صبر به تن می کنم و با دل پر عشق ، به پذیرای کلامت مینشینم لب آن پنجره ای که ، عطر پونه های وحشی میزند سیلی عشق را، به تن و جان و دلم...

H^F

U & Me

تو ای موج بهار از جنس دریا     تویی آرامش سلطان غم ها

تو می یابی غمِ گوشه دلم را     تو می فهمی مرا... حرفِ دلم را

تو زیبایی تو آرامی تو عشقی     تو یکتایی تو همتایی تو مِهری

هر آنگاهی که من آزرده حالم     تو آنگه می کِشانی قلب من را

     به هُرم گرم آغوش زلالت

بمان با قلب تنها خسته ی من     بخوان نام مرا . . . فرشته ی من

H^F

U & Me

می رسد روزی که مژگان سیاهت زیر دستانم نوازش یابد و  اینگونه قلبم پر زِ آرامش شود هر بار

می رسد آنگه که چشمانم، مسیر چشم زیبای تو را با عطر ناب عشق تو طی می کند

ای سفر کرده به نهانخانه قلبم، من به امید وصالِ بوی مویت، تا شبانگاه تو را می خوانم و می بوسم و می نازمت

من تو را خوب صدایت می کنم       من تو را سیر نگاهت می کنم

                   من تو را تا به ازل گرم، نوازش می کنم

                                                                                                                              H^F

دلنوشته های من برای تــ♥ــو

تو را من هرشب و هر روز و هربار      صدایت می کنم تا روز دیدار

و آنگه کز دلم حرفی برآید               تو نجوا شو که من دل دادم بسیار

تو ای صاحبدل شبهای خسته         تو ای غارتگر غمبار رسته

تو ای زیباترین رنگ محبت                تو ای هموزن یلدا هست چشمت

تو را من تا به خوشبختی، نیایش      تو را من از هوس تا به نوازش

تو را من در میان عشقگاهی           میان خلوتی از جنس پاییز

                     در آغوش خدا پیدا نمودم

تویی آن هدیه ناب خداوند              تویی آن مهربانی های دربند

بمان تا به ابد در قلب خسته           بمان من بی تو هستم دست بسته

 

♥فرشتهـ♥

براتون پیش اومده یه  وقتایی حس میکنی تنها موندی تو گردباد زمونه و مشکلات...

مشکلاتتو نمیتونی با هیچکی درمیون بذاری چون میدونی اونا هم نمیتونن مشکلتو حل کنن...

مشکلاتت اینقده زیاد و بزرگه که اگرم به کسی بگی بهت میخندن و میگن اووه کی میره این همه راهووو

نمیدونم یه حال عجیبی دارم اینروزا... یه جورایی پکرم  و بی حس و حال... اصلا نمیدونم چی بنویسم...

خدایا من به تو توکل کردم پشتمو خالی نکن خدا جونم...

گریه ی دیشب من


تا حالا شده یه مدت زیاد گریه نکرده باشی وهمه ی بغض ها رو هم شده باشه و دلت یه عالمه گریه بخاد!!

بعد دنبال یه بهونه ی باحال باشی واسه گریه!! ولی پیداش نکنی!!


یه بهونه خوب که هم قابل اشک ریزی باشه همم کسی شک نکنه و بدونه داری واقعا بخاطر اون گریه میکنی!!

خداروشکر دیشب بهونش به لطف خدا جور شد و جاتون خالی یه دل سیییر گریه کردم!!

بهونشو فقط دوستم دختر پاییز میدونه و به دلایل امنیتی به بقیه نمیتونم بگم


هیچی دیگه الان اعلام میکنم که در سلامتی کامل بدوون هیچگونه بغضی دارم به زندگی عادیم ادامه میدم

خوش و خرم باشید!! خدافظ

ولنتاین

سلامم

خب میبینم که ولنتاین هم نزدیکه و ... دیگه ادامه ماجرا

 هئییی خدا خوش بحال اونایی که ولنتاینشونو با عشقشون جشن میگیرن

خدایا به قول دختر پاییز تا نخوای نمیشه پس بخواه لطفا

بابا ماهم آدمیم هاا

ماهم ولنتاین میخوایم خبببب

ولی راضیم به رضای تو هر وقت خودت عشقت بود

ولی خواهشا زودتر   http://mojdeh.persiangig.com/sheklak/topol/22.png

خدایا

خدایا


خواستم بگویم تنهایم


اما نگاه خندانت


 مرا شرمگین کرد



چه کسی بهتر از تــو ؟!


خستم!!


امشب دلم  گرفته


قد همین آسمون پذستاره دلم گرفته


کاش می شد خدا ازون بالا میومد و بهم میگفت: چیه فرشته ی من!


دلتو شکستن


آدمای من! عب نداره بیا بیم اون بالا پیش خودم! 


بیا بریم اون بالا خودم آرومت میکنم!


نمیذارم دیگه هیچکی دلتو بشکنه!!


خدایا چرا نمیای بهم بگی!! خدایا من خستم ! نا امید و افسرده نیستم!


اما خستم!!


خب چی میشه منو ببری پیش خودت!! من تورو میخوام خدایا!


من آرامش تورو میخوام!! خسته شدم ازین آدمات!! ازونایی که فکر میکنن آدمن و 


ایمان دارن!! اما نمیدونم دل شکستن ته بی ایمانیه!


خدایااااا منو با خودت ببر!!



خستم!!

من زنم!
من زنم…
بی هیچ آلایشی…
حتی بی هیچ آرایشی!
او خواست که من زن باشم …
که بدوش بکشم،بار تو را که مردی!
و برویت نیاورم که از تو قویترم ...
آری من زنم...
او خواست که من زن باشم ...
همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ...
عشق خواهم ورزید ...
به مردانگی ات خواهم بالید...
با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ...
پشتیبانت خواهم بود... و تو ...
مرد بمان!
این راز را که من مرد ترم...
به هیچ کس نخواهم گفت.
 

سلامممممممممممم

وااای پریروز رفتیم پیش دکترموووون

چقد همه چی عالی بوود. اصلا نمیتونمم وصف کنم.

دکتر مهربونمون. مدیر انجمنمون و همه ی دوستای ویتیممممم

ایشالا دوباره جور شه بریم دوباره یه گرد همایی تشکیل بدیممممممم

سلامممممممممم

وااای چقد خوشحالممممممم

بالاخره دکترمون مکان همایش  رو مشخص کردددددد

امشب راهی تهرانیممممممم

جونمی جوووووووووووون 


خدایا شکرتتت 

سلام سلامم

وااای امشب خیلی خوشحالمممم

آخه فردا شب راهی تهرانم. پس فردا قرار ملاقات دارم با دکترمونننننن

ایشالا که همه بچه هایی که دوست دارن بیان بتونن بیان تا دکتر از نزدیک ببینتشونننن

و منم بتونم دوستای خوبمو ببینمممممممممممم

خدایا شکرتتت

دوست دارم خدا جونممممممممم 

به امید روز های بهترررر   

تورا دوست میدارم...

تقدیم به عشقم که هنوز معلوم نیس کجای این دنیا داره میگرده


*******************************

هر شب در رویاهایم تو را میبینم


احساست میکنم این گونه است که تو را می شناسم

این گونه باش


با وجود فاصله ها و کهکشان هایی که بین ماست بیا و خودت را بنما


این گونه باش دور, نزدیک هر جا که هستی ایمان دارم

,
ایمان دارم که قلبم ادامه خواهد داد تا یک بار دیگر تو در را بگشایی

این جا هستی, همین جا در قلب من و قلبم ادامه خواهد داد

عشق یک بار به سراغ هر کس می آید و برای یک عمر می آید

و نخواهد رفت تا برویم عشق همان بود که به تو ورزیدم

یک بار و یک عمر و از آن پس بدآن آویختم

و تا همیشه همه زندگی ام با آن پیش خواهدرفت

دور, نزدیک هر جا که هستی ایمان دارم,

این جایی تو این جایی و من از هیچ چیز باکی ندارم

و می دانم که قلبم همچنان ادامه خواهد داد

و ما تا همیشه عاشق می مانیم

و قلب من همچنان خواهد تپید

و من این را در قلبم جاودانه خواهم داشت

وهمچنان قلبم ادامه خواهد داد


خبر خوب

سلام سلام سلام

خب میبینم که دکتر عزیزمون تشریف اوردن ایران

جونمی جون تا چند وقته دیگه دکتر رو ملاقات میکنیم .همه با هم. منو دوستای ویتیم

خیلی وقته منتظر اومدن دکتریم. فکنم داریم به آرزومون میرسیم!!

تبریک به خودم و همه دوستای عزیزمممممممم

یادمان باشد...

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم...

سلام خدا جدنم


سلام خدای مهربونم
منم همون شرمنده ی همیشگیت
خدایا یادمه که چند شب پیش ازت یه چیزی می خواستم
فک کنم داری اون چیزو بهم میدی!!!!
اما خدایا میدونی که من اول باید خوب شم وگرنه همه ی برنامه هام نقش بر آب میشه!!!
خدای مهربونم ممنونتم!!
خدا  جونم کمکم کن!

الو سلام

الو سلام منزل خداست؟

اين منم مزاحمي که آشناست

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ،

حساب بنده هايتان جداست؟

الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟!!

آسمون دلم ابریست

سلام

امشب هوای دلم ابریه... ابریه اما بارونی نیست... یه عااالمه رعد و برق تو آسمون دلمه اما از بارون خبری نیس

چقدر سخته بغض داشته باشی و نتونی گریه کنی... گریت نیاد

من الان همونجوریم...

خدایا پس من کی خوب میشم؟؟

خدایا منم دوس دارم مثل  دخترای هم سن و سالم ازدواج کنم  وخوشبخت بشم...

خدایا کمکم کننننن

کمکم کن زودی دکتر مهربونم بیاد ایران و منو معاینه کنه و ازون داروهای خوبش بده و من زودی خوب شم.

دیگه خسته شدم خداااااااااااااااااااا

شرح حال من

خب امروز یعنی امشب جمعه شبه و مصادف با چهارم محرم

بچه ها من از هفت سالگیم ویتیلیگو دارم و الان تخت درمانم 

باورم نمیشه که دارم خوب میشم اونم بعد از سال های سال

میخام خاطرات ویتیم رو بنویسم تا روزی که خوب شدم.امیدوارم اون روز زود زود برسه

من تقریبا ده درصد از بدنم درگیر ویتیه... و تا الان در طی مدت 6 ماه تقریبا شاید به اندازه یه کف دست بدنم خوب شده و بعضی از لک هامم برگشته ولی اصلا ناامید نیستم و به درمانم ادامه میدم.

برام دعا کنید بچه ها جون

اومدم دوباره!!!

امروز بعد از حدود یک سال و نیم اومدم که براتون بنویسم و بخونید

این روزا روزای سرنوشت سازیه برای من

دوست دارم هر کی میاد اینجا و مطالب منو میخونه از صمیم قلب بخونه

دوستتون دارم

مامان گشنمه

من : مامان شام چی داریم گشنمه

مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟

بابام : نه

مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور

سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که:

بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم

خانم شما نمیخوری؟

مامانم: من؟ نمیدونم حالا یکم میخورم دیگه

نصفه تخم مرغ هم برامون بمونه من یکی که راضیم.....

مامانم موقع نماز خوندن عادت داره به زبون الله اکبري با ما مکالمه کنه!
 يعني اينکه وسطِ نماز هر الله اکبر بلندي که ميگه،يه منظوري داره!
اونموقع ست که ما هي چک ميکنيم ببينيم منظورش چيه!
يه روز وسط نماز يه الله اکبر کشداري گفت!
 منم مثل فشنگ از جام پريدم و زير گازو چک کردم؛
پشت درو نگاه کردم که ببينم کسي در نزده باشه!
 چراغارو چک کردم مبادا يکي روشن مونده باشه!
چيزي پيدا نکردم به مامانم نگاه کردم ديدم داره هي با چشم و ابروش واسه من ناز ميکنه!
آخر که ديد من نفهميدم يه اخمي کرد و يه الله اکبر شديد و بيخيال شد!
وقتي نمازش تموم شد
با عصبانيت برگشت گفت:
واقعا که خـــــــــــــري!
مگه کوري نميبيني گرممه!
 يه ساعته ميگم کــولر رو روشن کن ..
مامانه یا دوربین کنترل سرعت پلیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سنگ توپاز   سنگ متولدین آبان ماه

سنگ توپاز   سنگ متولدین آبان ماهاین‌ سنگ‌ سمبل‌ وقار و ابهت،‌ و نشانه‌ شادی‌ و موفقیت‌ است. مصری‌ها سنگ‌ توپاز را سمبل‌ خورشید می‌ دانند. این‌ سنگ‌ به‌ انسان‌ نیرویی‌ خاص‌ می‌ دهد و طلسم‌ و جادو را باطل‌ می ‌كند. اگر كسی‌ این‌ سنگ‌ را همراه‌ داشته‌ باشد از نظرها دور می ‌ماند. رومی‌ها اعتقاد داشتند كه‌ توپاز هوش‌ و وفاداری‌ را افزایش‌ می ‌دهدتوپاز به‌ رنگ‌های‌ زرد، قرمز مایل‌ به‌ قهوه‌ای، آبی‌ روشن، صورتی‌ متمایل‌ به‌ قرمز، و سبز روشن‌ یافت‌ می ‌شود.

 به افتخار آبانی هااااا


خلقت زن

هنگامي که خدا زن را آفريد به من گفت: اين زن است.وقتي با او روبرو شدي، مراقب باش که ...اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شيخ سخن او را قطع کرد و چنين گفت:بله وقتي با زن  روبرو شدي مراقب باش که به او نگاه نکني. سرت را به زير افکنتا افسون افسانة گيسوانش نگردي  و مفتون فتنة چشمانش نشوي که از آنها شياطين ميبارند.گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحرانگيزش را نشنوي که مسحورشيطان ميشوي. از او حذر کن که يار و همدم ابليس است. مبادا فريب او را بخوري که خدا در آتش قهرت ميسوزاند و به چاه ويل سرنگونت ميکند مراقب باش.... و من بي آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفريد، گفتم: به چشم. شيخ انديشه ام را خواند و نهيبم زد که: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است اين از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هيچ مگو.... گفتم: به چشم.در چشم بر هم زدني هزاران سال گذشت و من هرگز زن را نديدم، به چشمانش ننگريستم،و آوايش را نشنيدم. چقدر دوست ميداشتم بر موجي که مرا به سوي او ميخواند بنشينم، اما از خوف آتش قهر وچاه ويل باز ميگريختم. هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشي از نياز به چيزي ياکسي که نميشناختم اما حضورش را و نياز به وجودش را حس مي کردم . ديگرتحمل نداشتم . پاهايم سست شد بر زمين زانو زدم، و گريستم. نميدانستم چرا؟ قطره اشکي از چشمانم جاري شد و در پيش پايم به زمين نشست... به خدا نگاهي کردم مثل هميشه لبخندي با شکوه بر لب داشت و مثل هميشه بي آنکه حرفي بزنم و دردم با لبخند گفت: اين زن است . وقتي با او روبرو شدي مراقب باش که او داروي درد توست. بدون او توغيرکاملي . مبادا قدرش را نداني و حرمتش را بشکني که اوبسيار شکننده است . من او را آيت پروردگاريم براي تو قرار دادم. نميبيني که دربطن وجودش موجودي را ميپرورد؟ من آيات جمالم را در وجود او به نمايشدرآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفيت ديدار زيبايي مطلق را نداري بهچشمانش نگاه نکن، گيسوانش را نظر ميانداز، و حرمت حريم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهياي اين ديدار کنم... من اشکريزان و حيران خدا را نگريستم. پرسيدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ويل تهديد کردي ؟! فرياد زدم: شيخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردي. اگر راضي به گفته هايش نبودي چرا حرفي خدا بازهم صبورانه و با لبخند هميشگي گفت: من سکوت نکردم، اما تو ترجيح دادي صداي شيخ رابشنوي و نه آواي مرا ... نزدي؟!! و من در گوشه اي ديدم شيخ دارد همچنان حرفهاي پيشينش را تکرار ميکند